pain

ورم مفاصل يك بيمارى نسبتا عمومى بوده و كمتر كسى است كه كم‏وبيش بدان دچار نگردد. گاهى اين بيمارى دشوار مى‏شود و با داروهاى جديد نيز بهبودى نمى‏يابد.

در اين صورت چنانچه بخواهند از تجارب و دستورات گذشتگان استفاده نموده و از داروهاى آنان بكار برند بايد رعايت نكات زير را بنمايند. در غير آن ممكن است نتيجه بد و معكوس بدست آيد.

در نقرس و ورم مفاصل علت درد، فزونى ماده‏هائى است كه در پيوندها گرد مى‏آيند و علل متعددى براى آن نوشته‏اند كه ذكر آن در اينجا موردى ندارد.

ابو على سينا در كتاب قانون مى‏گويد:” يكى از سبب‏هاى اين علت، آنست كه قولنج را علاج كنند بوجهى كه قوت روده‏ها قوى گردد و خلطهاى فزونى را از خود بازدارد و باطراف پيوندها افكند. بسيار باشد كه نقرس و اوجاع مفاصل را به داروهاى قوت‏ دهنده علاج كنند تا مفاصل فضله را كه بدو آيد قبول نكنند و از خود باز گرداند و آن علاج سبب هلاك باشد از بهر آنكه فضله كه به مفاصل مى‏آيد بازگردد و به اندام‏هاى رئيسه شود هلاك كند و اين خداوند نقرس صفراوى را بيشتر افتد. هرگاه خداوند اوجاع مفاصل و نقرس را داء الفيل و دوالى (واريس) پديد آيد از علت نخستين خلاصى يابد. بهمين دليل خاكشير را درد والى استعمال كردم و نتيجه خوب گرفتم. هرگاه خداوند درد سرين را سرخى در ران آيد و خارش سخت بدان جانب تولد كند درد سرين ساكت شود (شبيه است به دمل مصنوعى(Abce de Fixation) “[1]

علائم و تشخيص‏

1- اگر مفاصل و محل درد در لمس گرم باشد و زياد داغ نباشد به‏طورى‏كه در هنگام گذاردن دست بر آن شخص معاينه ‏كننده احساس ناخوشايندى از گرمى نكند و رنگ موضع دردناك سرخ و ضربان و سنگينى و كشش داشته باشد و از گذاردن چيزهاى سرد بروى آن بيمار احساس آسايش نمايد علت را بايد از ماده خون” دانست و مزاج چنين بيمارى” گرم و تر” مى‏باشد.

2- اگر محل درد در لمس بسيار داغ باشد و سرخى و سنگينى و ضربان و كشش كم باشد و درد شديدتر و ناراحت‏كننده‏ تر باشد و تير بكشد تورم زياد نباشد و با گذاشتن چيزهاى سرد آرامش پيدا كند ماده از” صفرا” است.

3- اگر تورم همرنگ پوست اطراف باشد در لمس گرم نباشد و درد بدون تيركشيدن و ضربان باشد ولى سنگينى بيشترى حس كند و از ضماد گرم احساس آسايش و آرامش به بيمار دست دهد پيدا نمايد ماده از” بلغم” است و مزاج بيمار” گرم و تر” مى‏باشد.

4- اگر تورم كم و احساس درد ناچيز باشد و رنگ محل متورم به سبزى يا كبودى يا سياهى متمايل بوده و در لمس سرد باشد بايد دانست كه علت بيمارى از ماده” سوداست” در همه حالات فوق وضع مزاجى بيمار و ميزان سن و فصلى از سال كه بيمارى در آن بروز نموده و شرح احوال گذشته بيمار و درمانهاى انجام‏شده براى پى بردن به نوع” ماده‏اى” كه موجب بروز بيمارى شده راهنماى خوبى خواهد بود.

اگر” ماده‏اى كه” موجب بيمارى شده مركب باشد مثل” خون با صفرا” آميخته يا” خون با بلغم” تركيب شود و يا” خون با سودا” جمع آمده، علائم بيمارى نيز تركيبى از دو ماده بهم آميخته خواهد بود و شناسائى آن براى طبيب مجرب آسان است.

علامت مشخصه اين علل مركب آنست كه نهادن ضمادهاى گرم يا سرد بر موضع دردناك تأثيرى در تسكين درد نخواهد داشت و گاهى ممكن است ضماد گرم سودمند افتد و گاهى شايد ضماد سرد مسكن واقع شود.

در بعضى از بيماران درد متحرك است و از مفصلى به مفصلى و از جائى بجائى حركت مى‏كند و سنگينى در محل درد وجود ندارد.

درمان‏

1- دردهاى مفاصل كه علت” ماده خون” و مزاج” گرم و تر” باشد.

خون گرفتن لازمست. در دست از وريد بازيليك (باسليق) و در پا از سياهرگ سفن يا سياهرگهاى ديگر ساق پا بايد خون بگيرند. پس از دو يا سه روز استفراغ بايد بكنند. مخصوصا اگر درد در پاها باشد، استفراغ نافع است اگر استفراغ كافى نبود بايد از داروهاى مسهل تجويز نمود. خاطرنشان مى‏شود كه ضماد گرم اگر در ابتداى پيدايش درد مورد استفاده قرار گيرد و همچنين ضمادهاى مخدر موجب نگهداشته شدن ماده در عضو بيمار شده و آماس و ورم را تبديل به تصلب و سختى خواهد نمود مخصوصا اگر ماده غليظ باشد. اگر ماده رقيق هم باشد آن را غليظ نموده و درمان مدتها بطول خواهد انجاميد.

درمان طبى را با تجويز داروى قى‏آور شروع مى‏كنيم و مطبوخى از هليله زرد، هليله كابلى و افسنتين رومى، شاهتره، آلوسياه و مويز تهيه و آن‏قدر به بيمار مى‏خورانيم تا بطور كامل استفراغ كند.

اگر درد توأم با تب باشد آب عنب الثعلب و آب كاكنج و آب كاسنى را جوشانيده و سپس صاف كرده با مقدار كمى فلوس و تخم خيار چنبر به بيمار مى‏خورانيم و يا مى‏توان از لبلاب (ككى مار) و بنفشه خشك و شكر استفاده نمود.

اگر حرارت بيمار كمتر باشد ده درم هليله زرد، ده درم لعاب اسپرزه به بيمار مى‏دهيم پس از فروكش كردن تب آب عنب الثعلب، آب كاسنى، آب كرفس، آب رازيانه را بهم بياميزند و يك مثقال ايارج فيقرا بآن اضافه نموده و پس از يك شبانه‏روز آن را صاف نموده و به بيمار بدهند.

اگر مزاج شخص سالم باشد ماده قى‏آورى شامل مطبوخ بورنجان و بوزيدان و حب سورنجان بايد بوى داد و پس از آن داروى مسهل تجويز نمود و سپس از داروهاى مدركه بسيار سودمند است استفاده كرد زيرا در بسيارى از كسان كه تجويز مسهل يا تنقيه سودبخش نيست مواد مدر موجب بهبودى مى‏گردد.

در بسيارى از موارد تجويز مسهل و مدر ممنوع است زيرا باعث آن خواهد شد كه ترى مزاج از بين رفته و” گرمى” بر” خون” ايشان غلبه كرده و به علل ديگر دچار گردد. دراين‏ مورد طبيب بايد با دقت بيمار را تحت نظر گرفته و با حذاقت و استفاده از روش پيشينيان و بكار بردن آنچه از علوم پزشكى لازم مى‏داند بدرمان بپردازد.

2- اگر علت” صفراوى” باشد نخست مواد قى‏آور بايد تجويز كرد و مطبوخى از هليله زرد و تمر هندى و عناب و آلوى سياه و شاهتره و تخم كشوث به بيمار داد و اثر آن را با تجويز صبر و سقمونيا تقويت كرد و اگر” صفرا و بلغم” توأمان باشد ايجاد استفراغ با حب سورنجان سودبخش است.

3- اگر علت از” سردى” باشد نشانه‏هاى” بلغم” و خلط خام پديدار مى‏شود. علائم نضج (نپختگى)[2] در ادرار نمايان مى‏گردد كه بايد به پختگى ادرار كمك كرد. بدين‏طريق كه هر بامداد كلنگبين عسلى با آبى كه در آن زيره و تخم رازيانه را جوشانيده باشند به بيمار بدهند.

اگر پس از چند روز علائم پختگى كامل در ادرار مشاهده نشد چند روز ماء الاصول توأم با روغن كرچك به بيمار داده و سپس موجب تحريك طبع (با تجويز ايارج فيقرا و تربد از هريك بميزان يك مثقال مخلوط با انگبين) شده سه روز ديگر ماء الاصول داده و روز چهارم كلنگبين بدون ماء الاصول تجويز نمايند آنهم فقط بمدت يك روز. آنگاه با حب سورنجان و حب منتن و حب شيطرج‏

بيمار را وادار به استفراغ نموده و سپس با مواد مدر و ماء الاصول باقى ماده را از بدن خارج نمايند. دراين‏مورد اگر مانعى براى استفراغ كردن بيمار نباشد بهترين روش درمان تجويز مواد قى‏آور است و اگر با اين وجود احتياج به مسهل بود پس از تجويز مواد قى‏آور و استفراغ كامل بيمار مسهل تجويز شود.

اگر درمان بدرازا كشيد امكان دارد” صفرا” با ماده” بلغم” بهم آميخته باشد و اغلب نيز چنين است. لذا مسهل زياد” گرم” نبايد داد و مسهلى كه مى‏دهيم نبايد از موادى كه موجب خروج” صفرا” مى‏شود خالى باشد. زيرا اگر استفراغ براحتى و بدون صفرا باشد بزودى ماده در بدن جمع شده و بوسيله صفرا تقويت گرديده و مجددا بموضع درد بازگشته و موجب تداوم بيمارى خواهد شد. بايد دانست كه بهترين دارو در اينجا سورنجان است (مخصوصا حب رازى مركب از صبر زرد، پوست هليله زرد، سورنجان مصرى كه بسيار مفيد و آزموده شده است) و بهتر آنست كه سورنجان را با زيره و زنجبيل و فلفل بهم بياميزند تا ضررى براى معده نداشته باشد و براى تقويت قدرت مسهلى آن را با صبر و سقمونيا مصرف نمايند تا اخلاط رقيق را زودتر خارج نمايد و درد زود برطرف شود. پس از آن از داروهاى نرم‏كننده و تحليل برنده سختى‏هاى موجود در مفاصل و عضلات مانند چربى پوست مرغ و پيه مرغابى استفاده نموده و آن را آب كرده و بر عضو مورد نظر بمالند. بلعيدن چند دانه فلفل درسته در روز به شرط توانائى، در درمان اين نوع از بيمارى منفعت بسيار در بردارد.

مشخصات حب مسهل: سورنجان- زيره كرمانى- زنجبيل از هريك يك درم را با صبر سقوطرى دو درم و نيم حب نموده و با طبخى از شبت در حالت استراحت به بيمار بدهند. اگر مسهلى قوى‏تر لازمست از حب زير استفاده كنند:

تربد موصوف يك درم، شحم حنظل يك دانگ عصاره قثاالحمار (خيار وحشى يا خيار دشتى) يك دانگ، قنطوريون دو دانگ، فرفيون دو دانگ، سورنجان دو دانگ، ماهيزهره يك دانگ و نيم و مقل دو دانگ كه مجموع آن يك خوراك مسهل است.

مشخصات حبى ضعيف: سورنجان نيم درم، صبر يك درم، سقمونيا يك دانگ‏

تركيب حبى قوى: ميزان مساوى از مواد زير: هليله كابلى، بليله، آمله مقشر شيطرج، قاقله، ماهيزهره، سقمونيا كه مجموعا 3 تا 4 درم براى يك خوراك مسهل كافى است. اگر شخصى از علت ماده تركيبى” صفرا و بلغم” رنج مى‏برد حب زير براى او مفيد خواهد بود:

ايارج فيقرا شش درم، سورنجان، بوزيدان، ماهى زهره، از هريك سه درم، پوست هليله زرد هفت درم، مقل ازرق هشت درم، خربق سياه دو درم، شحم حنظل سه درم با آب تره (گندنا) كه سه درم آن براى يك خوراك مسهل كافى است.

مشخصات مطبوخ سورنجان- اين مطبوخ موجب دفع” بلغم و صفرا” مى‏شود: پوست هليله‏ زرد 15 درم و تربد، بسفايج و شاهتره هريك چهار درم، تخم كاسنى، تخم رازيانه و تخم كرفس هريك يك درم، گل سرخ سه درم را در مقدار زيادى آب بپزند و صاف كرده و بنوشند.

ايارج هرمس (ايارج فيقرا) براى اين بيماران بسيار سودمند است. در فصل بهار چند روز پياپى اگر از آن استفاده كنند كمتر از يك هفته موجب قوت پيوندها گرديده و ماده ايجاد كننده بيمارى را از راه عرق و ادرار دفع نموده و دردهاى سخت را شفا مى‏بخشد.

مشخصات ماء الاصول قوى: پوست بيخ كرفس، پوست بيخ كبر، پوست بيخ رازيانه، سورنجان، نانخواه، انيسون، بوزيدان، ماهى زهره، پوست حنظل و قنطوريون باريك را به تعداد پنج درم از هريك، در سه رطل آب پخته تا آب نصف شود سپس آن را صاف كرده و هربار ده درم از آن را با يك مثقال بيد انجير (روغن كرچك) ميل نمايند.

مشخصات معجونى كه در درمان سستى اعصاب و دردهاى مفصلى ارزش فراوان دارد: هليله كابلى، بليله، آمله، تودرى سرخ، تودرى زرد، بهمن سرخ، بهمن سفيد، تخم كرفس تخم باديان، افسنتين رومى، تخم خشخاش، مرزنجوش، تخم شبت، جوزبويا، اكليل، گل سرخ و خولنجان از هريك به مقدار مساوى گرفته و پس از كوبيدن و پختن با انگبين مخلوط كرده و هربار دو درم از آن را ميل نمايند.

رازى به تجربه دريافته است كه استفاده از سورنجان و شكر طبرزد از هريك بميزان سه درم پس از استفراغ اخلاط را از سيلان باز مى‏دارد و همچنين اگر هر صبح سه درم گشنيز خشك كوبيده را با سه درم شكر طبرزد ميل نمايند در درمان، اثر به ‏سزا دارد. سه درم تخم خشخاش سفيد كوبيده مخلوط با سه درم شكر طبرزد نيز مفيد است.[3]

تنظیم و نشر : گروه کرویا www.keroya.ir

[1] احمديه، عبد الله، راز درمان (رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى)، 3جلد، اقبال – تهران، چاپ: هشتم، 1386 ه.ش.

[2] – علائم نضج در ادرار- نشان پختگى ادرار رسوبى است كه در ته شيشه محتوى ادرار جمع مى‏شود و رنگ آن سفيد و قوام آن نرم و هموار و قسمت روى آن رقيق است و اگر شيشه را تكان دهيم اين رسوب پراكنده شده و دوباره به ته ظرف باز مى‏گردد. طبيعى‏ترين نوع آن نوعى است كه پيوسته پراكنده شده و بجاى خود برگردد.

رسوبى كه قوام آن نرم و هموار نبوده و غليظ باشد و در اثر تكان دادن شيشه به تمامى پراكنده گرديده و اجزاى پراكنده آن همانند نباشد دليل بر وجود بيمارى شديد است.

[3] احمديه، عبد الله، راز درمان (رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى)، 3جلد، اقبال – تهران، چاپ: هشتم، 1386 ه.ش.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *